احساسات، بازی‌ها و دادگری 

"دوچهره یک جشن"، تنها یکی از نام‌های مناسب این یادداشت در باره چهل و چهارمین اختتامیه جشنواره فیلم فجر می‌تواند باشد. نام دیگر:کشتن موجودی زخمی یا درمان زخم، و باز نام‌های دیگر: تاثیر روش‌های فاشیستی بر هنرمند ناپایدار، یا حقیقت و مجاز یک جشنواره، یا جدال وانموده‌ها و احساسات، علیه خردو شجاعت، یا در باره داوری یک جشنواره، یا ظلم و مجازات مظلوم، یا سحر دوربین و نمایش دروغ، یا بزدلی در برابر فاشیسم جهانی، یا همراهی سینما با جزیره اپستین، سلبریتی‌ها و جنگ علیه حیات ایران، یا روشنگری در باره علل دوقطبی سازی در یک جشنواره و؛ و شاید باز نام‌هایی دیگری وجود دارند که عصاره درک حقایق جشنواره امسال را نمایندگی می‌کنند. نام‌ها می‌توانند بیانگر فشرده همه متن باشند و من همین نام‌ها را باز می‌کنم، رمز گشایی می‌کنم.
کد خبر: ۱۵۴۲۵۵۶
نویسنده احمد میراحسان
در جشنواره امسال چه اتفاق افتاد؟ نه رخدادی عجیب و غریب و خارج از تصور. رویداد اختتامیه دقیقا نمایش ماهیت، تفکر، راست و دروغ هر نیرویی بود که پیش از این شکل گرفته و زندگی شده بود و حالا زمان بازی در جلوی دوربین و در صحنه فیلمبرداری رسیده بود و بازیگران نقش خود را به زور زنده ایفا کردند. 
روایت نقطه‌ای و زنده‌ی همان دوساعت زمان ممهور فیلم برداری و حذف همه دوران پیشا فیلمبرداری و پخش زنده، چنین است: اختتامیه جشنواره فیلم فجر، برگزار شد، ویژگی آن عدم حضور تعدادی از برندگان، و ظهور دو دیدگاه در صحنه اهدای جوایز در خانه جشنواره بود که با هم تضاد داشتند و با اشاره و کنایه و تلویح از رخدادی حرف می‌زدند که همان خشونت جنگ و اغتشاش روز سیزدهم بود و البته داستان مفصلی دست کم به طول چالش‌های داخلی و خارجی ۴۷ ساله دارد. ولی رخداد معین تراژیک که تا یک نمایش دراماتیک تقلیل داده شد و مورد اشاره دوگانه قرار گرفت همان رخداد دردناک اغتشاش ۱۸ و ۱۹ دی بود. هم کارگردانان خون ریزی، هم تهیه کننده و سرمایه گذار و کارگردانان و کستینگ و نقش‌ها و بازیگران و ماجرا و سیاهی لشکر و پیش تولید و سناریو و دستگاه روابط عمومی و رسانه‌های کشتار ووو. کاملا حساب شده و سروقت سازماندهی شده و سابقه کار و پرونده اش هم بر کسی پوشیده نبود. بالاخره پای غارت یک کشور تاریخی و دارای جاذبه‌های فراموش نشدنی نفت و معادن و موقعیت ژئو استراتژیک و سرنگونی یک انقلاب عظیم در میان بود و بهره آن از حساب بیرون بود. حالا در صحن مراسم اختتامیه، ماجرا بازتاب پیدا می‌کرد. لب لباب مطرح کردن رویداد اغتشاش از دو سو چنین بود که کسانی وانمود کردند مسئول کشتار جمهوری اسلامی است و آنان با تحریم و شرکت نکردن و یا سخن نیش آلود و بروز احساسات و رفتاری ناجوانمردانه و بازی فریب آلود وانمود کردند که قاتل حکومت است که باید جشن را به کامش تلخ کرد و افشا کرد و واز فرصت سود جست و در جهان همصدا با امریکا و اسراییل حکومت را متهم و رسوایش کرد و موفق شدند و رسوایش کردند!
صدای دوم که کسانی، چون جناب رئیس جمهور و بابک خواجه پاشا و... آن را بیان کردند صدای افشای کشته سازی و حالا تلاش برای التیام زخم است. رییس جمهور، در سخنی فشرده بدون آن که این بار ما را به متخصصانی حواله دهد که نگرش سوبژکتیو و نولیبرال شان در پشت مدرک تحصیلی نهان شده، رو راست مسئولیت گفتاری را بر عهده گرفت که شرافتمندانه‌ترین و عاقلانه‌ترین و عادلانه‌ترین موضعگیری واقعگرایانه و شجاعانه او بود بدون آن که به امر باطل رشوه دهد.
او و خواجه پاشا و. با این فریب مقابله کردند که گویی براندازان که به دروغ خود را اندوهگین وانمود می‌کنند تنها کسانی هستند که دردمندند. نقطه افتراق اینجا نیست بلکه نوع برخورد به رویداد کشته شدن حدود ۳۰۰۰ نفر انسان است. رئیس جمهور دست بر حقیقتی افشاگر گذاشت و گفتند:کار طبیب ترمیم زخم و درمان است نه عمیق‌تر کردن زخم و عفونی کردن آن. این سخن روح رفتار ناجوانمردانه‌ای را فاش کرد که ابن دسته در حقیقت با وانموده معکوس به دشمن اجازه اجرای نقشه و طرح ویرانی ایران می‌دهند. 
 
من نمی‌گویم افرادی، چون دانشی، یزدانی خرم و مهدویان و. بازیگران نقش اول و مکمل، و تحریم کنندگان به فرمان ایران اینترنشنال، تخریب کنندگان عامدانه اختتامیه، همدستان آگاه ترامپ و نتانیاهو هستند. آنان که از فضای ایرانی که با ایثار و شرافت و جانبازی شهدای جوان، این پاسداران انقلاب اسلامی و بسیجیان و ماموران انتظامی و سربازان و درجه داران ارتش و مردم غیرتمند مقاوم برابر توطئه خبیث‌ترین دشمن ایران، سود می‌برند تا در فضایی امن، هنر خود را در معرض دیدگان مردم ایران و جهان قرار دهند و از منافع آن بهره‌مند شوند، چگونه می‌توانند در همان حال نقش ناجوانمر دانه‌ای ایفا کنند.
 
آیا شهید دوران و شهید بابایی و سهید سلیمانی و همه شهدا در وضعیت حاضر در کنار و همراه ولی فقیه و رهبر متقی و شجاع و حکیم و راستگو و صدیق و مقاوم انقلاب اسلامی قرار می‌گرفتند و در راه گسترش اتحاد مردم بر حول ولایت فقیه و نفی تفرقه در مقاومت سعی می‌کردند، یا مثل این روشنفکران احول در عمل مجری پروژه نتانیاهو و ترامپ و وارونمایی حقیقت از آب در می‌آمدند و کاسه کوزه جنایت دشمن را سر مظلوم می‌شکستند؟ و بجای تعمیق مقاومت و سلحشوری و ایستادگی برابر آمریکا و اسراییل، به تعمیق زخم و تهمت علیه جمهوری اسلامی و نشر فرمان و دستور العمل شیطان بزرگ، همت می‌گماردند؟
اقایان لحظه‌ای به مواضع سلاف فواخرجی، بانوی بازیگر سوری در این جشنواره و مواضع خودتان در روز اختتامیه تامل کنید آیا از شرم آب نمی‌شوید؟ شما بجای ایستادن در کنار مقاومت جهانی و همگامی با رهبری بی بدیل ضد سلطه و‌تبهکاری‌های غرب و جهاد علیه خبیث‌ترین نظام قدرت و بشریت، ابزار اجرای سیاست استحاله و براندازی شیطان بزرگ و اغوای جوانان و فریب بزرگ شان شده‌اید و با تنها نظام استوار ایستاده علیه جنابات آمریکا و اسرائیل به اشکال مختلف در حال جنگید و وارونمایی می‌کنید و شهامت تماشای حقیقت تفکر و عمل تان را هم ندارید. بله کشتار شده است و نیز با فساد و استبداد باید مبارزه کرد، اما شما با فحیع ترین‌کشتارگران و مسببین قتل‌ها و فاسدترین رژیم‌های مسئول قلدر و دیکتاتور جنایت و خیانت علیه ایران آنریکا و اسراییل و اروپا همسو شده، جمهوری اسلامی ایران رامتهم می‌کتید و حشنواره فجر را تخریب می‌کنید. این نامش چیست؟ 
 
 اکنون می‌توانیم دریابیم‌مشکل در کجاست. این دو چهره جشن هر دو از یک امر تلخ سخن می‌گفتند، اما با دو دیدگاه مختلف بلکه متضاد. در این مورد از دوقطبی سازی رخداد جشنواره مطلقا نمی‌توان حرف زد. زیرا اساسا این دو قطب قبلا در سطح جامع ساخته و پرداخته شده و جشنواره امسال، چون جشنواره فیلم فجر ۸۸ فقط بازتاب آن چه است که در جامعه روی داده است. 
 
این دوچهره چه می‌گویند:
آنان که شروع کردند، افرادی بودند که فیلم ساختند، بهره اش را بردند، پولش را گرفتند و حالا که نوبت جشنواره به عنوان نهادی  ما زیر و بم و نیک و بد سینمای ایران را جدا از همه تعارفات و تحسین و تمجید‌ها می‌شناسم. ما جامعه خود، تاریخ خود، انقلاب اسلامی خود و جمهوری اسلامی خود را هم خوب می‌شناسیم باز صلاح و تباهی، خطا و صواب، درست و نادرست و خیر و شر و نیک و بد آن را، عظمت و فساد و تناقضات درونی آن را و درگیری‌های آن و علل داخلی و خادجی تعارضاتشرا. ما نطام موجود جهانی، سرمایه سالاری غرب، قدرت جهانی استکبار وحشی و فاسد و شیطان بزرگ و رهبران جهانی و هژمونی یهودیت جهانی‌ی فرعونی و تباهی وجنایت صهیونیسم نازیستی را و نقاب آزادی و نو لیبرالیسم خشن و سرمایه داری متاخر و غارت ددمنشانه و آدمکشی و توطئه گری بیرحمانه و برده دارانه ملل پیرامونی را هم خوب می‌شناسیم، حالا می‌ماند نسبت این‌ها باهم در متن یک سررمین و یک تاریخ معاصر که مقصود تاریخ ۲۰۰ ساله حضور استعمار و استبداد و انقلاب و آزادی و استقلال خواهی و مدرنیزاسیون و سلطه گری اربابان انگلیسی و آمریکایی در صدسال اخیر و پدیده انقلاب اسلامی و چالش‌های یک جهان با آن از روز نخست است؛ و بالاخره روند و نسبت چالش‌های داخلی و خارجی تا جنگ دوازده روزه و تا امروز و نقش آمریکا و اسراییل و مطامع شیطانی آنان و مجموعه شبکه سازی و فکر سازی و جراحی ذهنی و پروژه‌های وانموده گری و تجزیه طلبی و تکه پاره کردن ایران و کشته سازی از فردای انقلاب و فروردین ۱۳۵۸ تا دی ۱۴.۴ و بارتاب این همه در چهل و چهارمین و اختتامیه جشنواره فیلم فجر. این دوچهره، چهره تابع خواست دشمن و چهره استقامت و مجاهدت و وحدت ایرانیان تا پای جان برای حیات سرزمین شان بود. حالا ببینید رفتارتان در خدمت کدام‌سو است؟
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها